زنانی که هرگز راضی نمی شوند!
خیلی از زوج ها و زن ها به سراغ روان شناس آمده و مشاوره می گرفتند. یک روز منشی روان شناس , زن تنهایی را با داخل اتاق فرستاد. وقتی روان شناس زن را دید , خیلی تعجب

زنانی که هرگز راضی نمی شوند!   

خیلی از زوج ها و زن ها به سراغ روان شناس آمده و مشاوره می گرفتند. یک روز منشی روان شناس ، زن تنهایی را به داخل اتاق فرستاد. وقتی روان شناس زن را دید ، خیلی تعجب کرد. آن زن کسی نبود جز همسر خودش!

زن

چشم‌هایش را ریز می‌کند. صورتش را جمع می‌کند و طوری که انگار بخواهد از یک سختی بزرگ در زندگی‌‌اش صحبت کند می‌گوید: “خوش به حالت. مبل‌هات زیرشون خالی نیست. نمی‌دونی بچه که راه میفته، قل می‌خوره می‌ره زیر مبل… .”‌ بی‌دلیل حرصم می‌گیرد. احساس می‌کنم می‌خواهد بگوید تو که کلا هیچ مشکلی نداری، چه می‌فهمی امثال من چه می‌کشیم… می‌گویم: “عوضش مبل‌هام مثل توپ سنگینن. نمی‌تونم جابه‌جاشون کنم و زیرشون رو جارو کنم. باید صبر کنم تا بتونم کارگر بگیرم بلندشون کنه. بعدش بشه زیرشون رو تمیز کرد… .”‌

عصبانی است؛ پر از حرص. می‌گوید: “تولدم خونه‌ی مادرشوهرم بودیم. خودش کیک درست کرد و یکی از لباسایی که نپوشیده بود، برام کادو گرفت و هدیه داد. سلیقه‌اش رو اصلا دوست ندارم. خودش هم می‌دونه. مگه گرفتن یه هدیه‌ی ساده چقدر سخته؟ خب، به آدم کادو ندن! مگه مجبورن لباس کهنه‌ی خودشون رو هدیه بدن؟!”‌

منتظر است تأییدش کنم. احساس می‌کنم اگر تأییدش کنم، مطمئن می‌شود که مادرشوهر خوبی ندارد و عصبانیتش بیشتر می‌شود یا تا ابد در دلش می‌ماند. می‌دانم که مادرشوهرش آدم خوبی است. می‌گویم: “برو خدا رو شکر کن یادشون بود تولدته. بعضیا اصلا خبر ندارن تولد عروس‌شون کِی هست. فلانی رو نمی‌بینی که تابه‌حال یه هدیه هم از مادرشوهرش نگرفته؟”‌ بعد فکر می‌کنم بی‌انصافی است در حق مادرشوهر فلانی! می‌گویم: “البته نه این‌که بدجنس باشن؛ مدلشون این‌طوریه. کلا اهل هدیه دادن نیستن. بالاخره آدما با هم فرق دارن دیگه. به قول یکی که می‌گفت «متفاوت بد نیست».”‌

***********

دوستی برایم تعریف می کرد؛ روان شناسی ، در یک روزنامه آگهی داد...

" مشاوره زنانی که از شوهرانشان راضی نیستند!!"

خیلی از زوج ها و زن ها به سراغ روان شناس آمده و مشاوره می گرفتند. یک روز منشی روان شناس ، زن تنهایی را با داخل اتاق فرستاد. وقتی روان شناس زن را دید ، خیلی تعجب کرد. آن زن کسی نبود جز همسر خودش!

همسر روان شناس هم ، از این که این مطب شوهرش است ،بهت زده شده بود. زن خواست که خارج شود که روان شناس گفت :

- برای چه اینجا آمده ای؟!... اینجا محل مراجعه زن هایی است که از شوهرانشان راضی نیستند! مگر به تو پول - ماشین و ویلا ندادم؟! باز هم راضی نیستی؟

زن گفت :

- نه!!... تو هیچ وقت برای من یک شاخه گل نخریدی! و نگفتی که دوستت دارم!!

***********

چقدر دل‌های ما زنان پُر است، چقدر ما خسته و عصبانی هستیم پشت این قیافه‌های خندان و پُرانرژی… گاهی به جرز دیوار گیر می‌دهیم و گیرهایمان تبدیل به جوک و پیامک می‌شود و جمعیتی را می‌خنداند، ولی با همان گیر، شاید زنی ساعت‌ها در تاریکی گریه کرده باشد…

منتظر ماشین ایستاده‌ایم. دیروقت است. شوهرانمان منتظرند. بچه‌هایمان منتظرند. شام نداریم. کارهای فردا را نکردیم. یکی باید خواهرشوهرش را پاگشا کند؛ یک مهمانی پانزده‌نفره، درست شب قبل از کنفرانس کلاسی‌اش!

همین‌طوری حرف می‌شود و یکهو همان‌هایی که تا دیروز، آدم احساس می‌کرد زنان خوشبخت و موفقی هستند و بچه‌های تپل‌مُپل دارند و شوهرانی که مثل مردهای پیام بازرگانی‌ها با عشق و هیجان برای رسیدن به خانه و نشستن سر سفره‌ی شام می‌دوند، درد دلشان باز می‌شود و من مبهوت می‌مانم که چقدر روابط زوج‌های جوان سرد است، چقدر دل‌های ما زنان پُر است، چقدر ما خسته و عصبانی هستیم پشت این قیافه‌های خندان و پُرانرژی… گاهی به جرز دیوار گیر می‌دهیم و گیرهایمان تبدیل به جوک و پیامک می‌شود و جمعیتی را می‌خنداند، ولی با همان گیر، شاید زنی ساعت‌ها در تاریکی گریه کرده باشد…

راستی، چرا بعضی از ما زن‌ها هیچ‌وقت راضی نیستیم؟ قبول دارم که برخی بی توجهی ها واقعا احساساتمان رو خدشه دار می کند و گاهی تفاوت نگاه زنانه و مردانه برای ما سخت می شود اما یادمان باشد که رضایت از زندگی خیلی به شرایط بیرونی مربوط نیست و در خیلی از مواقع عینکی که به چشم داریم ، تعیین می کند که از زندگی راضی باشم یا ناراضی!

 

 

 

فرآوری: نسرین صفری

بخش خانواده ایرانی تبیان

منابع: چارقد/ انجمن اختصاصی جنرال

منبع : tebyan.net

منبع : بخش ازدواج آکاایران
برچسب :