علل تمایل زنان غرب به اسلام!
علل تمایل زنان,تربیت و محبت,شخصیت,اسلام!,دنیای,سازد,حقیقت,حجاب

علل تمایل زنان غرب به اسلام!


در حقیقت اسلام زن را در سایه حجاب به عرصه می‌آورد تا معلم عاطفه، رقت، لطف، تربیت و محبت و مانند آن باشد ولی دنیای غرب عفاف را از زن می‌رباید تا او به شکل لعبه به بازار بیاید و غریزه را تأمین کند و شخصیت او را نابود سازد و چنین زنی دیگر معلم عاطفه نیست...

بنا بر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت‌ها، و آیین‌های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است، هر چند در طول تاریخ، فراز و نشیب‌های زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه‌ حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل از بین نرفته است. دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل تاریخ و عصر حجر نسبت می‌دهند.
نویسنده کتاب «زن در آینه تاریخ» پس از طرح مفصل علل و عوامل تاریخی حجاب می‌نویسد: با توجه به علل ذکر شده و بررسی‌ آثار و نقوش بدست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط می‌شود. از همین دو عقیده عده‌ای که می‌گویند مذهب موجد حجاب می‌باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت که در دگرگونی و تکمیل آن بسیار مؤثر بوده است.
در واقع یکی از دلایل اساسی فراگیری حجاب در تمام ادیان و مذاهب و حتی اقوام بدوی، فطری بودن عفاف و پوشش است. داستان آدم و حوا نیز فطری بودن پوشش را اثبات می‌کند.
در تورات می‌خوانیم: چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و به نظر، خوش نماست پس، از میوه‌اش گرفته، بخورد و به شوهر خود داد و او خورد آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند عریان‌اند، پس برگهای انجیر به هم دوخته، سترها برای خویش ساختند...» بعد ادامه می‌دهد: آدم ، زن خود را حوا نام نهاد، زیرا که او مادر جمیع زندگان است و خداوند رخت‌هایی برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید.» (تورات سفر پیدایش، باب ?)
شناخت شخصیت و انسانیت زن تنها در سایه حجاب متبلور می‌شود، این عفت و پوشش است که زن را مقامی والا می‌نهد. در واقع حجاب بر خلاف نظر فمنیست‌ها نوعی تحمیل به زن نیست بلکه زن برای استحکام شخصیت خود شدیدا به آن محتاج است.
زیبایی برای زن سرمایه است، اما باید بجا مصرف شود و زکات جمال زن حفظ عفاف و حجاب است.
اسلام اصرار دارد زن به جامعه بیاید منتهی با حجاب، تا درس عفت و تربیت و محبت دهد نه آموزش غریزه و شهوت.
زن نیمی از پیکره یک جامعه را تشکیل می‌دهد و می‌تواند در ابعاد مختلف فرهنگی و سیاسی و اجتماعی نقش آفرین باشد. اسلام با طرح پوشش زن در حقیقت جواز حضور او را در اجتماع را صادر کرده است. و با احکام و دستورات خردمندانه در چگونگی منش و اخلاق اجتماعی زن جلوی گسترش فساد و ناهنجاری‌های ناشی از اختلاط زن و مرد را گرفته است.
پس حجاب عامل آزادی و امنیت زن در جامعه است نه اسارت او؛ دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی بیش از هر کس دیگری اهمیت حجاب را بعنوان سلاح زنان مسلمان دریافته‌اند و بهمین منظور اولین اقدامی که در راستای جنگ فرهنگی سعی در انجام آن دارند از بین بردن این پوشش و عفاف زنان است چون به روشنی می‌دانند که اگر این گوهر ارزشمند از زنان گرفته شود، منشاء فسادها و ناهنجاری‌های عظیمی در جامعه اسلامی خواهد شد. لذا دنیای غرب با دادن شعارهایی در تساوی حقوق آزادی و حضور زن در اجتماع و نیز ترویج فرهنگ مدگرایی تلاش در منحرف ساختن جوامع انسانی بویژه جوامع اسلامی داشتند و دارد تا از این رهگذر به اهداف پلید خود که غارت منابع ملی و استیلای سیاسی و نفوذ فرهنگی است دست یابند.اسلام، زنان را به حجاب دعوت می‌کند و از سوی دیگر از عاطفه زن به عنوان یک محور تربیتی و مکمل استفاده می‌کند. در حقیقت اسلام زن را در سایه حجاب به عرصه می‌آورد تا معلم عاطفه، رقت، لطف، تربیت و محبت و مانند آن باشد  از این رو اسلام اصرار دارد زن به جامعه بیاید منتهی با حجاب، تا درس عفت و تربیت و محبت دهد نه آموزش غریزه و شهوت.
متأسفانه انسان شناسی غرب از جهان بینی آنها نشأت می گیرد و چون جهان بینی آنها مادی است، لذا در انسان شناسی هم سهمی از ماورای طبیعت ندارند و انسان را در قلمرو طبیعت و ماده محصور می‌کنند و صرفا تن شناس اند نه انسان شناس. بنابراین کسی که به انسان شناسی از منظر جهان شناسی مادی می‌نگرد هرگز در جهان سیر عمودی و صعودی نخواهد داشت و متأسفانه همواره سیر افقی دارد.
آنچه قابل ملاحظه است، اینست که غرب با ادعا، و شعارهایی که پیرامون آزادی زنان در جوامع خود دارد، دیده می‌شود که تعداد زیادی از زنان غربی روز به روز به اسلام گرایش پیدا می‌کنند اگر این بانوان احساس آزادی کامل می‌کردند که ضرورتی نداشت اسلام بیاورند و خود را محصور به حجاب کنند. پس بدون شک آنان بجهت فقدان آزادی واقعی در جوامع شان است که به حجاب اسلامی روی آورده‌اند.
اسلام خواهی در غرب پیش از آنکه یک جریان اجتماعی باشد، یک خواهش و نیاز عمومی است.
یک عطش عمیق به عمق چند قرن و خلاء معنویت در حوزه‌های عمومی جامعه مانند محیط کار، حکومت، دانشگاه مدارس، رسانه‌ها و حتی خانواده ‌اساسی ترین عامل این عطش عمومی است.
و اینست که مشاهده می‌شود جوانان غربی در اوج فناوری و پیشرفت دچار سردرگمی و بحران هویت می‌شوند.
تبیان

منبع : بخش ازدواج آکاایران
برچسب :