آکاایران: نقش زن و شوهر در آرامش خانوادهReviewed by Milad Fadaei on Dec 3Rating: 4.5نقش زن و شوهر در آرامش خانوادهنقش زن و شوهر در آرامش خانواده

مقاله نقش زن وشوهر در آرامش خانواده

آکاایران: نقش زن و شوهر در آرامش خانواده

آرامش و امنیت روحى همانند غذا, پوشاک و مسکن از نیازهاى اساسى انسانهاست. از این رو, موفقترین مکتبها, مکتبى است که برنامه هایش بر اساس فطرت و تمایلات کنترل شده انسان بوده, نیازهاى درونى و برونى او را برآورده نماید.

اسلام به عنوان جامعترین مکتبهاى آسمانى, به این نیاز روحى, توجه نموده و آموزش و پرورش خود را از ((فرد)) که اولین خشت بناى جامعه مى باشد, شروع کرده است. از طرفى, چون ((عقیده)) نخستین بذرى است که در دل انسان کاشته مى شود و به تدریج در اعمال و رفتار او تاثیر مستقیم مى گذارد و او تجلى بارزى از عقاید و آرمانهاى خویش مى گردد, لازم است به بینشى صحیح دست یابد و همراه با تهذیب و تربیت در مسیر ارزشهاى والا گام بردارد.

اگر افراد همراه با تربیت الهى به آرامش روحى دست یابند, طبعا جامعه را به سوى آرامش روحى, سوق خواهند داد. در چنین محیطى حقوق افراد, محفوظ خواهد بود; حریم انسانها مورد تجاوز قرار نخواهد گرفت و هر کس مى داند که باید در محدوده خود حرکت کند.

کوچکترین واحد اجتماعى

((خانواده)) کوچکترین شکل یک جامعه است که از دو رکن اساسى (زن و شوهر) تشکیل شده است.

اگر این دو رکن, آرامش درونى داشته باشند, خانواده, محلى امن براى تربیت فرزندان خواهد بود. اگر هر کدام به وظایف شرعى و عرفى خود عمل نمایند و زندگى را بر اساس فداکارى و گذشت بنا کنند, باصفاترین خانواده را خواهند داشت. اما اگر هوا و هوس بر زندگى, حاکم شد و انسان ((بایدها)) و ((نبایدها)), ((شایدها)) و ((نشایدها)) را به بازى گرفت و خواسته هاى نفسانى خود را ملاک عمل, قرار داد, به موجودى خطرناک تبدیل مى شود. و امروز, ریشه بسیارى از اختلافات خانوادگى و گروهى, چیزى جز بى توجهى به این ضرورتها نیست.

آنچه اینک, پیش روى شماست, بررسى کوتاهى است که در راستاى این مهم انجام شده است.

زن دارى

زن که یک رکن اساسى زندگى است, در راستاى حقوق و موازینى که ریشه در فطرت و طبیعت انسان دارد, پس از ازدواج, تحت سرپرستى و حمایت شوهر قرار مى گیرد. او شریک زندگى و انیس مرد مى گردد; وى موجودى ظریف و نیازمند محبت است.

بزرگترین رمز موفقیت زن دارى اظهار علاقه و محبت به اوست. این ابراز محبت, حتما باید به طور مستقیم با لفظ و اشاره همراه باشد, چرا که بر اساس اصول ثابت شده روان شناسى, الفاظ و اشارات, در این راستا نقش حساس و کارسازى به عهده دارند و بهترین وسیله براى نمایش و انتقال احساسات قلبى انسان هستند. نکته دیگر اینکه رفتار مرد باید ناقض این اظهار علاقه نباشد, بلکه کردارش تایید کننده بیان محبتآمیز او باشد. نتیجه چنین ابراز محبتى دلگرمى به زندگى, نشاط همیشگى و وفادارى به شوهر است.

امروزه, بسیارى از بیماریهاى روحى که گریبانگیر زنان شده است, به علت عدم تامین محبت از ناحیه شوهر است, زیرا دخترى که در خانه پدر از محبت بسیار و بى شائبه پدر و مادر, برخوردار بوده است و اکنون به زندگى مشترک با شوهر روى آورده است, مى خواهد که شوهرش به تنهایى, تمام آن محبتها را جبران کند. اگر مردى به این امر مهم توجه نکند و در محیط زندگى, علاقه اش به قنارى, آلبوم عکس, و وسایل سرگرمى خویش, بیش از علاقه مندى به همسرش باشد, چه اثر ناگوارى در روحیه لطیف او خواهد داشت؟ آیا چنین مردى, به دست خود, تخم کینه و اختلاف را در کانون گرم خانواده خویش نگاشته است؟ آیا او فرزندان معصوم خود را به دست خویش به ورطه کمبودها, حقارتها و عقب ماندگیها نکشانده است؟ آیا …

قرآن, علاقه و آرامش بین زن و مرد را از آیات خود دانسته, مى فرماید:

((و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه انذ فى ذلک لاذیات لقوم یتفکرون))(۱)

از نشانه هاى او اینکه براى شما جفتهایى از خودتان آفرید تا با آنها آرامش بگیرید و بین شما دوستى و رحمت قرار داد, همانا در این امر, نشانه هایى است براى کسانى که تفکر کنند.

شوهردارى

زن به وسیله قدرتى که خداوند در وجودش قرار داده, مى تواند از طریق نفوذ در قلب مرد و محبت به او, به زندگى آرامش دهد. او مى تواند بهترین مونس و غمخوار مرد باشد, تا مرد در کنار او آرام گیرد و اندوه و ناگوارى زندگى را از یاد ببرد.

یک زن و به عبارتى یک همسر و ندیم خوب, کسى است که با کلام و با رفتار حساب شده اش, همراه با دلسوزى و عشق, قلب مرد را تسخیر و همفکرى و غمخوارى خویش را در عمل, نشان دهد. بهترین و ظریفترین هنر زن این است که, بتواند خواسته هاى مشروع همسرش را در نوع رفتار, غذا, لباس, مهماندارى و استراحت به دست آورد و روابطش را با شوهر, بر اساس آن شکل دهد.

در روایات ((خوب شوهردارى کردن)) زن به منزله جهاد در راه خدا تلقى شده و آمده است:

((جهاد المراه حسن التذبعدل))(۲)

پس نتیجه مى گیریم, همسرى که در روابط زناشویى و صحنه هاى گوناگون زندگى, کردارش را به گونه اى هنرمندانه در راستاى آرامش شوهر و فرزندانش قرار دهد, بسیار باارزش است. تاکیدات فراوانى در این خصوص در دستورات دینى به چشم مى خورد; از جمله, روایت زیر که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است:

((خیر نسائکم, التى اذا نظر الیها زوجها سرته و اسذا امرها, اطاعته و اذا غاب حفظته فى نفسها و ماله))(۳)

((بهترین زنان شما آن است که هنگامى که شوهرش به او نگاه کند او را خوشحال کند و آن گاه که به او دستورى دهد اطاعتش کند و هنگامى که شوهرش نیست از خود و مال و ثروت شوهر مراقبت کند.))

تفاوتهاى زن و مرد

استعدادهاى زن و مرد و نوع حقوق و وظایفى که نظام خلقت به عهده آنان گذارده, یکسان نیست. علاوه بر تفاوت جسمى که بین زن و مرد است, در بعد روانى و احساسى نیز شاهد تفاوتهاى قابل توجهى میان آن دو هستیم. به مواردى از تمایز یاد شده مى توان اشاره نمود:

مرد بنده شهوت خویشتن است و زن در بند محبت مرد. مرد مى خواهد شخص زن را داشته باشد و زن مى خواهد دل مرد را مسخر کند, و از راه دل بر او مسلط شود. مرد مى خواهد زن را بگیرد و زن مى خواهد او را بگیرد. زن, از مرد شجاعت و دلیرى مى خواهد و مرد از زن زیبایى و دلبرى. زن بیش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط گردد. شهوت مرد, ابتدایى و تهاجمى است و شهوت زن انفعالى و تحریکى. مرد, دلش مى خواهد هر روز به همان حالت همیشگى, باقى بماند, اما یک زن همیشه مى خواهد موجود تازه اى باشد و هر صبح با قیافه تازه ترى از بستر خویش برخیزد.

بهترین جمله اى که یک مرد مى تواند به زنش بگوید, این جمله است:

((عزیزم! تو را دوست دارم.))

زیباترین جمله اى که یک زن مى تواند به شوهرش بگوید, این جمله است:

((من به تو افتخار مى کنم))

خوشبختى, براى یک زن یعنى به دست آوردن قلب یک مرد و نگاهدارى او براى تمام عمر.(۴)

با این تفاوتها مى توان فهمید که زن, موجودى است نیازمند به محبت و دوستى از طرف مرد, و داراى لطافتى که احتیاج به مراقبت و مواظبت همراه با ظرافت دارد.

امیر مومنان على علیه السلام به فرزندش ((محمد بن حنفیه)) فرمود:

((فانذ المراه ریحانه و لیست بقهرمانه فدارها على کل حال و احسن الصحبه لها فیصفوا عیشک))(۵)

زن یک گل خوشبوست و قهرمان نیست;(۶) با او در هر حال و موقعیتى مدارا کن و همنشینى با او را نیکو کن تا اینکه زندگى تو باصفا گردد.

هر گیاه خوشبویى را در عربى ((ریحان)) مى گویند. حضرت در بیان فطرت و ساختمان روحى و احساسى زن, مرد را به سازگارى با او ترغیب مى کند. همان گونه که یک شاخه گل, مراقبت دایمى, لازم دارد و مقدار آب, هوا, نور و موقعیت مکانى در طراوت و شادابى او موثر است, یک زن نیز با مراقبت و همنشینى پسندیده, مادرى خوب و مونسى دلسوز خواهد شد. اگر از لحاظ محبت, اشباع شود خیلى از مشکلات زندگى را تحمل خواهد کرد. بسیارى از مسایل زندگى با دست مرد حل مى شود. اگر مرد, روحیات همسرش را به دست آورد, و بر اساس آن رفتار نموده, زن را از نظر محبت ارضا نماید, زن مى تواند از آن خانه کوچک, بهشتى باصفا بسازد.

پى‏نوشت‏ها:

۱ـ سوره روم, آیه ۲۰٫

۲ـ بحارالانوار, ج۱۰۳, ص۲۴۵٫

۳ـ محجه البیضا, ج۳, ص۹۰٫

۴ـ اینها بخشى از تفاوتهایى است که استاد شهید مطهرى(قده) در این زمینه ذکر نموده اند ((نظام حقوق زن در اسلام)), ص۱۷۶ ـ ۱۹۰٫

۵ـ مکارم الاخلاق, ج۲, ص۲۵۱٫

۶ـ قهرمان, در زبان عرب به کسى که مامور خرید است و با افراد مختلف, سر و کله مى زند, مى گویند.

ماهنامه پیام زن ـ شماره ۱ ـ فروردین ۷۱

۱ـ سپاسگزارى

قدردانى از زحمات و خدماتى که براى انسان, صورت مى گیرد, وظیفه اى اسلامى و وجدانى, بویژه در روابط همسرى است. از این رو, لازم است که مرد, فدکارى و ایثار زن را در اداره امور خانه و تربیت فرزندان ارج نهد و از او به خاطر این همه خدمات شایسته, سپاسگزارى کند.

براحتى باید تصریح کرد, زن که بار مشکلات داخل خانه را بر دوش مى کشد و آن را با شوق رضایتمندى شوهر تحمل مى ند, نیازمند یک لبخند تشکرآمیز شوهر است; چنان که مرد نیز براى اداره هر چه بهتر زندگى و آسایش خانواده اش در سرما و گرما تلاش مى کند و هر چند, آن را به عنوان یک وظیفه تلقى مى نماید, ولى شایسته است که از زحمات او قدردانى شود. تشکر زن و شوهر از یکدیگر, خستگى و رنج را مى اهد. مى توان نتیجه یک بار تشکر را تجربه نمود.

۲ـ اظهار محبت

اانسان, موجودى نیازمند به محبت است. انس و الفتها از ناحیه محبت به وجود مىآید. در محیط خانه نیز لازم است که زن و شوهر به این اصل عاطفى توجه کنند, زیرا دختر, پس از ترک خانه پدر و با شروع زندگى مشترک, دل به شوهر مى بندد; محبت شوهر باید بتواند جاى محبتهاى پدر و مادر زن را بگیرد و مرد باید از اظهار زبانى این محبت نیز دریغ نکند. همان گونه که در بعضى از روایات نیز آمده است, جمله ((تو را دوست دارم)) از طرف شوهر از دل زن, بیرون نمى رود. چنین جملاتى بهترین هدیه براى همسرى است که به سخن شوهررش ایمان و اعتقاد دارد. چنان که زن نیز باید این هنر را داشته باشد که به شوهر خویش, ابراز محبت کند و پایه ه اى دوستى و صفا را در زندگى, محکم نماید.

مردى به خدمت پیامبر اکرم(ص) شرفیاب شد و عرض کرد: همسرى دارم, هنگامى که وارد خانه مى شوم, به استقبالم مىآید و وقتى که از خانه, خارج مى شوم, بدرقه ام مى کند و هنگامى که مرا غمگین و افسرده ببیند مى گوید: چرا غمگینى؟ اگر به علت خرجى و درآم دت نگرانى که خوب, تامین آن را خداوند به عهده گرفته است و اگر ناراحتى تو, به خاطر آخرت و قیامت است که خداوند بر این اندوه بیفزاید.

پیامبر(ص) وقتى این سخنان را از آن مرد شنید به او فرمود:

براى خداوند, کارگزارانى است و این زن جز کارگزاران اوست. او نصف پاداش یک شهید را دارد.(۱)

این حدیث, نشان دهنده نقش ویژه اى است که زن در ایجاد محیط مساعد خانه دارد و مى تواند در آرامش روحى و زندگى مادى شوهر, موثر باشد و این خود, نوعى محبت است که در سطحى عالى, اظهار مى شود.

۳ـ احترام به یکدیگر

هر فردى براى خود, ارزش و شخصیت قایل است و دوست دارد که دیگران به او احترام بگذارند. مرد باید در محیط خانه, نسبت به همسرش با احترام کامل, رفتار کند. او را با احترام صدا زند, در مقابل اقوام و بستگان, او را تکریم نماید و به شدت, از تحقیر او بپرهیزد. امام صادق(ع) از پدرش امام باقر(ع) نقل مى کند:

((من اتخذ اسمراه فلیکرمها … فمن اتخذها فلا یضیعها))(۲)

((هر کس همسرى گرفت, باید او را عزیز بشمارد … کسى که همسر گرفت, او را ضایع نکند))

پدرى که در مقابل فرزندان خود به همسرش احترام کند, و از او به بزرگى یاد نماید به تربیت فرزندانش کمک کرده است.

۴ـ پاکیزگى در محیط خانه

رعایت پاکیزگى براى هر کس و در هر جا لازم است. انسان پاکیزه, همیشه شاداب است, بدن پاکیزه, لباس تمیز و سر و صورت نظیف, بویژه در مورد زن و شوهر از نکات قابل توجه زندگى انسان است. آراستگى ظاهرى در داخل خانه, یکى از وظایفى است که زن در قبال شوهر به عهده دارد.

ظاهر آراسته و لباس مناسب به خاطر شوهر, امرى است که در دستورات دینى نیز مورد تاکید قرار گرفته است. پیامبر اکرم(ص) در بیان اوصاف یک بانوى شایسته مى فرماید:

((… الذلیله مع بعلها, المتبرجه من زوجها, الحصان عن غیره))(۳)

زنى که مطیع شوهرش باشد, زینت و آرامش خود را براى شوهرش انجام داده و آن را براى دیگران ظاهر نسازد.

چنان که در سخن دیگرى از حضرت امام محمدباقر(ع) مى خوانیم:

براى زن (در ارتباط با شوهرش) سزاوار نیست که وضع ظاهر خود را نیاراید, هر چند به آویختن گردن بندى در گردن خویش باشد و نیز پسندیده نیست که دستش را بدون رنگ, رها کند اگر چه مختصر حنایى بگذارد, هر چند سالخورده باشد.(۴)

در روایات, همان گونه که به موضوع مخارج زندگى و گشایش در آن و نیز اظهار محبت علنى توجه شده است, به این نیاز طبیعى که در روابط زن و شوهر, نقش خاصى دارد, سفارش شده است.

بدیهى است که این امر پسندیده, در صورتى که خارج از حدود خانه و براى بیگانه انجام شود, حرام است و اثرات سو خود را در جامعه و بویژه در محیط خانواده و روابط زن و شوهر خواهد گذاشت.

آنچه گفته شد, اختصاصى به زن ندارد, شوهر نیز شایسته است به آن توجه کند. نمونه زیر, گویاى همین نکته است:

حسن بن جهم مى گوید: امام رضا(ع) را دیدم که موهاى خویش را رنگ کرده بود. عرض کردم, فدایت شوم. موها را رنگ کرده اید! فرمود: آراى, زیرا آراستن خویش از جمله چیزهایى است که موجب افزایش پاکدامنى زنان مى گردد و جمعى از زنان, پاکدامنى را به این علت رها کردند که شوهرانشان به آراستن خویش, بى توجهى نموده اند. سپس فرمود:

آیا تو خوش دارى که همسرت را در حال تماشاى ژولیدگى ببینى.

عرض کردم: نه.

فرمود: این همان است.

سپس فرمود: نظافت و استعمال بوى خوش و رسیدگى به سر و صورت, جز اخلاق پیامبران است.(۵)

بنابراین, باید به این زمینه آرامش روانى نیز اهمیت لازم داده شود.

۵ـ نادیده گرفتن خطاها و لغزشهاى یکدیگر

به جز آنان که برگزیدگان خداوند بوده ند, ارتکاب خطا براى دیگران, امرى دور از انتظار نیست. زن و مرد در زندگى مشترک خویش نیز از این قاعده جدا نیستند, چه بسا, رفتار و گفتارى, موجبات پشیمانى شخص را فراهم مى کند. به هر حال, نادیده انگاشتن خطاى طرف قابل مى تواند حداقل از توسعه ناآرامى در محیط خانه بکاهد و زمینه جبران کوتاهى را بیشتر فراهم کند.

در چنین موقعیتى که زن یا مرد به اشتباه خود پى برده و تصمیم به جبران آن دارد, طرف دیگر فورا عذر او را پذیرفته, خطاى او را نادیده بگیرد. نه عذرخواهى یک طرف, نشانه زوال شخصیت است و نه پذیرش آن از طرف دیگرى چنین مفهومى را دارد بلکه هر دو نشانه عشق و علاقه به زندگى است. امام سجاد(ع) در رساله حقوق, در بیان حق زن بر شوهر مى فرماید:

((اما حق زن بر تو این است که بدانى خداوند, او را وسیله آرامش و انس تو قرار داده است, و نیز بدانى که او نعمتى از طرف خداوند است که باید او را اکرام کرده و به او ارفاق کنى … و اگر اشتباهى کرد از او در گذرى.))

جابر بن عبدالله انصارى نقل مى کند که روزى با پیامبر نشسته بودیم. حضرت فرمود:

آیا به شما بگویم بدترین زنان کیست؟

گفتند: آرى اى رسول خدا!

پیامبر(ص) ضمن برشمارى اوصاف ناپسند چنین زنى فرمود:

((و لا تقبل منه عذرا و لا تغفر له ذنبا))(۶)

زنى که عذرخواهى شوهرش را نپذیرد و از اشتباه او نگذرد.

۶ـ راضى بودن زن به ثروت کم شوهر

قناعت یکى از صفات بسیار ارزنده یک مسلمان است. این صفت, یکى از خواسته هاى ائمه(ع) بوده است, که در این باره مى توان به آخرین قسمت از دعاى ابوحمزه اشاره کرد:

((و رضنى من العیش بما قسمت لى))

خدایا مرا به آنچه در زندگى نصیبم کرده اى, راضى بگردان.

چنان که در دعایى که از حضرت زهرا(س) رسیده است نیز چنین مى خوانیم:

((اللهم قنعنى بما رزقتنى))

خدایا مرا به آنچه روزىام کرده اى, قانع بگردان.

اگر در محیط خانواده, این روحیه حاکم باشد, و زن و مرد, زندگى خود را تنها بر اساس آنچه که در توانایى آنان است تنظیم کنند, بسیارى از مشکلات و ناراحتیهاى روانى آنها حل خواهد شد.

امام صادق(ع) فرمود:

((من رضى الله بالیسیر من المعاش رضى الله منه بالیسیر من العمل))(۷)

هر کس نسبت به زندگى کم, از خداوند راضى باشد, خداوند نیز در مقابل عمل کم از او راضى خواهد شد.

زن, چون رکن اصلى خانواده است, بایستى بناى زندگى را بر میانه روى و قناعت, پایه گذارى کند و از شوهرش بیش از توان و انتظار نداشته باشد.

آن حضرت در روایتى دیگر زن شایسته را این گونه معرفى مى فرماید:

بهترین زنان شما زنى است که اگر چیزى به او داده شد, شکر و سپاس گوید و اگر از چیزى محروم شد, راضى و قانع باشد.(۸)

همین موضوع را به صورت روشن ترى در سخن پیامبر اکرم شاهدیم:

((و ایدما امراه لم ترفق بزوجها و حملته على ما لا یقدر علیه و ما لا یطیق لم تقبل منها حسنه و تلقى الله و هو علیها غصبان))(۹)

هر زنى که با شوهرش مدارا نکند و او را به چیزى و کارى که توان آن را ندارد وادار کند, هیچ عمل و حسنه اى از او قبول نخواهد شد, روز قیامت در حالى خداوند را ملاقات مى کند که بر او خشمگین است.

ناگفته نماند که شوهر نیز لازم است در جهت رفاه و آسایش خانواده خویش, اهتمام ورزد و بر آنان سخت نگیرد. این ویژگى, بارها مورد تاکید روایات قرار گرفته است.

آنچه گذشت, تنها بخشى از نکات مورد توجه در زمینه آرامش محیط خانواده مى باشد. موارد دیگر را به فرصتى مجدد موکول مى نماییم.

پى‏نوشت‏ها:

۱ـ مکارم الاخلاق, ج۱, ص۲۲۹, وسائل ۱۴ / ۱۷٫

۲ـ بحارالانوار, ج۱۰۳, ص۲۲۴٫

۳ـ همان مصدر, ص۲۳۵٫

۴ـ وسائل الشیعه, ج۱۴, ص۱۱۸٫

۵ـ کافى, ج۵, ص۵۶۷٫

۶ـ بحارالانوار, ج۱۰۳, ص۲۳۵٫

۷ـ وسائل الشیعه, ج۱۵, ص۲۴۰٫

۸ـ بحارالانوار, ج۱۰۳, ص۲۲۹٫

ماهنامه پیام زن ـ شماره ۳ ـ خرداد ۷۱

۷ـ خروج از منزل با اجازه شوهر

با توجه به اجتماعى بودن انسان و لزوم حفظ حد و مرزهاى اجتماعى, باید قوانین و مقرراتى وجود داشته باشد تا هر کس از آنها تجاوز کرد سرزنش شده و کیفر ببیند. چه بهتر که این مقررات از درون آدمى سرچشمه گرفته, آمیخته با عاطفه و محبت باشد. اسلام در راستاى حفظ حرمت خانواده, براى زن و مرد وظایفى مقرر داشته, تا با عمل به آنها, آرامش که لازمه اجتناب ناپذیر حیات فردى و اجتماعى انسان است, به دست آید. خروج زن از خانه که صرف نظر از موارد استثنا شده, باید با توافق شوهر باشد از آن جمله است. در این خصوص به این حدیث شریف اکتفا مى کنیم.

امام صادق(ع) مى فرماید:

در زمان پیامبر اکرم(ص) مردى از انصار براى انجام کارهایش به مسافرت رفت و با همسرش قرار گذاشت که تا مراجعت او, از خانه خارج نشود. در این بین پدر آن زن, بیمار شد. زن, کسى را نزد پیامبر(ص) فرستاد و گفت:

ـ شوهرم به مسافرت رفته و از من قول گرفته که از خانه بیرون نروم; اینک پدرم بیمار شده, آیا اجازه مى دهید از او عیادت کنم؟

پیامبر(ص) فرمود:

ـ نه, در خانه باش و از حرف شوهرت اطاعت کن.

بعد از مدتى پدرش از دنیا رفت, زن دوباره به پیامبر(ص) پیغام داد که:

ـ پدرم از دنیا رفته, آیا اجازه مى دهید در تشییع جنازه او شرکت کنم؟

پیامبر فرمود:

ـ نه, در خانه باش و از حرف شوهرت اطاعت کن. پیامبر اکرم(ص) پس از دفن پدر به آن زن پیام داد که خداوند, تو و پدرت را به خاطر اطاعت از شوهرت مورد آمرزش خودش قرار داد.(۱)

درست است که مرد باید از همسرش مراقبت کند, لیکن نه به حدى که موجب بدگمانى و بدبینى او به همسرش شود. مردى که به این بیمارى خانمانسوز مبتلا شود, زندگى را بر خود و اطرافیانش تلخ مى کند; کارهاى همسرش را با بدبینى نگاه مى کند و مانند سایه او را تعقیب مى کند. این مساله به قدرى حساس است که بعضى مردان را وادار به بهانه گیرى و طلاق مى کند و چه اسفبار است, زنى که بر اساس یک لحظه صحبت کردن, قربانى تعصب بى جاى شوهرش شده است. پیامبر اسلام(ص) مى فرماید:

هر کس به مرد یا زن مومنى تهمت بزند, خداوند متعال در قیامت او را بر تلى از آتش نگه مى دارد تا به کیفر بهتانش برسد.(۲)

۸ـ بردبارى در برابر بداخلاقى همسر

از آنجا که بناى اسلام بر حفظ کانون زندگى است و منفورترین پدیده در خانواده, جدایى و طلاق است و اسلام به شکلهاى مختلف, مانع پاشیده شدن آن مى شود, در روایات اسلامى زن و مرد به سازش با اخلاق و روحیات یکدیگر سفارش شده اند. پیامبر اکرم(ص) مى فرماید:

کسى که بر بداخلاقى همسرش صبر کرده و او را تحمل کند, خداوند به او همان اجرى را خواهد داد که به ایوب پیامبر داد و زنى که بر بداخلاقى شوهرش صبر کند و او را تحمل نماید, خداوند به او همان ثوابى را خواهد داد که به آسیه عطا فرمود.(۳)

از آنجا که زن و مرد تا قبل از ازدواج چه بسا دو نوع تربیت و فرهنگ داشته اند و بعد از زندگى مشترک نیز خواسته هاى آنها متفاوت است, در فراز و نشیبهاى زندگى, ممکن است بین آنها اصطکاکى ایجاد شود. اسلام براى حفظ کیان خانواده که محل تربیت فرزندان نیز هست, زن و مرد را به سازش با اخلاق یکدیگر توصیه نموده و از آنها خواسته است تا در پیشامدها, عصبانیتها و تنگناها که لحظه بروز هیجانات درونى است, با هوشیارى و تدبیر اندیشه, آتش خشم طرف مقابل را فرو نشانده, پایه هاى زندگى را مستحکم نمایند.

آسایش فرزندان در پرتو آرامش والدین

در خانه اگر ثبات, دوستى و آرامش برقرار باشد و پدر و مادر, خود, داراى آرامش روحى باشند, فرزندانى که در پناه این آرامش, بزرگ مى شوند, از امنیت روحى و اطمینان خاطر برخوردار خواهند بود. از طرف دیگر پدر و مادرى که داراى این ویژگى هستند, بهتر محدوده وظایف خود را قبال تربیت فرزندانشان درک کرده و بدان عمل خواهند کرد.

طفل باید رابطه خوب و صمیمى پدر و مادر را احساس کرده و در این جهت, مطمئن شده باشد. به تجربه ثابت شده است که اگر کودک, دعوا و اختلاف پدر و مادر خویش را احساس کند, بیش از هر وقت دیگر امنیت خود را در خطر مى بیند. او نیاز به مرکزى دارد که در آن پرخاش, اضطراب و از هم گسیختگى نباشد. از این رو, لازم است که بین پدر و مادر هیچ گونه برخورد و دعوایى نباشد و اگر هم هست از دید فرزندان مخفى باشد به خاطر احساس آرامش کودک, ضرورى است که روابط پدر و مادر بر اساس گذشت و فداکارى بوده, روح همکارى و احترام به یکدیگر بر آنها حاکم باشد. این مایه شرمسارى است که والدین به فرزندان خود بگویند دعوا نکنید, اما خود, همواره در ستیز و جدال باشند.

((سلامه موسى)) مى گوید:

((نیکبختى خانوادگى براى کودکان موجب آرامش روح مى شود, به طورى که حتى اگر پدر طفل درگذرد, این طمانینه و آرامش در او باقى خواهد ماند. در مدت جنگهاى جهانى که بسیارى از کودکان را از لندن دور کردند, براحتى دیده مى شد که کودکانى که در محیط معتدل خانوادگى پرورش یافته اند, دورى و غربت را آسانتر از کودکانى که محیط مساعد خانوادگى نداشته اند تحمل مى کنند. دلیل این مطلب آن است که اعتدال صحیح خانوادگى در کودک, روح آرامش را مى پروراند, به طورى که در غربت نیز با اطمینان به سر مى برد.))(۴)

بهترین روش براى حفظ فرزندان, همنشینى با آنان و مراقبت از روحیات و آرامش آنهاست. مربیان جدید معتقدند که بهترین میراث پدر براى فرزندانش همان دقیقه ها و فرصتهاى اندکى است که در هر روز به کودک اختصاص داده و با او همنشین بوده است.(۵)

یک دختر, نیازمند آن است که پدر او, روح زنانگى او را درک کند و بفهمد که خیر دخترش در آن است که بانویى برخوردار از فضیلت, استقامت و پاکدامنى باشد.

پسر, احتیاج به پدرى دارد که مردانگى و قاطعیت او بسیار باشد, اما در وقت لازم, عطوفت و رافت او آشکار شود. از این رو, پدرى که همواره خشن و تندخو باشد, پسر را به سوى دامن مادر مى راند, تا در پناه لطف و مهربانى او زندگى کند, و اینجاست که شیوه هاى زنانگى مادر را تقلید خواهد کرد.(۶)

پى‏نوشت‏ها:

۱ـ مکارم الاخلاق, ج۱, ص۲۴۸٫

۲ـ بحارالانوار, ج۷۵, ص۱۹۴٫

۳ـ مکارم الاخلاق, ج۱, ص۲۴۵٫

۴ـ نظام تربیتى اسلام, باقر شریف قریشى, ص۴۵٫

۵ـ همان مدرک, ص۴۶٫

۶ـ همان مدرک, ص۴۷ ـ ۴۸٫

ماهنامه پیام زن ـ شماره ۴ ـ تیر ۷۱

منبع :

منبع : بخش ازدواج آکاایران
برچسب :