آستین ها برای چه کسی بالا می رود؟
زمان انتخاب همسر,صحبتی,زمان انتخاب,زمان,خواستگار,پدر,عروس,فرد

آستین ها برای چه کسی بالا می رود؟

مطمئناً شما هم می توانید درباره مواردی که در زمان انتخاب همسر باید به آن دقت کرد، صحبتی و یا سخنرانی داشته باشید.

اما سوال مهم تری در این میان نیز وجود دارد، آیا من به عنوان فردی که به فکر ازدواج افتاده ام واقعاً آمادگی های لازم برای این کار را دارم یا صرفاً چون سنم بالارفته و بقیه می خواهند آستینی بالا بزنند و یا چون به تازگی با فردی آشنا شده ام که دلم را لرزانده، به این نتیجه رسیده ام که دیگر نوبت من است؟ 

«سنت دیگه بالا رفته، وقت ازدواجته!»، این طرز تفکر بسیاری از افراد است، اینکه اگر سن فردی بالا می رود، نشان دهنده این است که وقت ازدواج اوست. البته توجه به سن افراد تا حدی درست است، چرا که به هر صورت اولین شرط برای ازدواج رسیدن به حداقلی از سن است. معمولاً کمترین سن برای ازدواج را سن بلوغ جسمی در افراد در نظر گرفته می شود. اما ایراد اصلی چنین طرز تفکری، بی توجهی به دیگر ابعاد بلوغ و البته نقش انگیزه است. 

«من تصمیمم را گرفتم، می خواهم ازدواج کنم!» در سوی دیگر داستان ازدواج، افرادی هستند که دیگران می گویند هنوز وقت ازدواج آنها فرا نرسیده اما خودشان پایشان را در یک کفش کرده و می خواهند با فرد مورد نظرشان ازدواج کنند. این دسته معمولاً انگیزه ی بالایی برای ازدواج دارند. مساله ی مهمی که برای شروع زندگی مشترک نکته ی بسیار مثبتی است اما متاسفانه برای ادامه ی زندگی موفق کفایت نمی کند. اما جدای از سن و انگیزه نکات دیگری نیز هست که باید به آن توجه کرد.

 در بلوغ عاطفی مهم این است که با آگاهی تصمیم بگیریم و تصمیم ما هم صرفاً به قصد خالی کردن هیجاناتمان نباشد، بلکه با توجه به اهدافی باشد که دنبال می کنیم
 
بلوغ عاطفی و روانی
معمولاً افراد از بچه های کوچک خیلی انتظار بالایی ندارند. بچه ها ممکن است در زمان عصبانیت داد بزنند، وسایل بازیشان را به اطراف پرتاب کنند، به سمت دیگران حمله کنند و یا حتی خودشان را بزنند. اما با افزایش سن انتظار داریم که  افراد کم کم بتوانند احساسات خود را کنترل کنند دیگر می توانند احساساتشان را کنترل کنند.

اگر شما هم چنین تصوری در مورد خودتان دارید، یادتان باشد در این زمینه ادعا کفایت نمی کند. آخرین باری که به شدت عصبانی شدید، داد زدید؟ ناسزا گفتید؟ از شدت عصبانیت به گریه افتادید؟ و یا اصلاً نتوانستید حرفی بزنید؟ اگر جوابتان هر کدام از این موارد است، بهتر است بدانید مشابه فردی که بالغ شده رفتار نکرده اید.

در بلوغ عاطفی فرد باید بتواند احساسات خود را به درستی بشناسد، آنها را کنترل کند و اقدامی متناسب انجام دهد. اگر عصبانی شدید و با آگاهی تصمیم گرفتید که در این شرایط بهتر است فعلاً عکس العملی نشان نداد یا اقدامی متناسب انجام دادید، آن وقت می توانید ادعای بالغ شدن داشته باشید. در بلوغ عاطفی مهم این است که با آگاهی تصمیم بگیریم و تصمیم ما هم صرفاً به قصد خالی کردن هیجاناتمان نباشد، بلکه با توجه به اهدافی باشد که دنبال می کنیم.

همسر شما هر چه قدر هم که عاشق تصمیم گیری در زندگی باشد

بعد از مدتی از اینکه باید تمام تصمیم های زندگی مشترک را به تنهایی بگیرد، کلافه خواهد شد و شاید چندان هم دور از انتظار نباشد که بعد از مدتی

 برچسب بی عرضگی به شما زده شود

بلوغ ذهنی و فکری

اگر شما هنوز برای تصمیم گیری های زندگی تان به دیگران وابسته اید، به عنوان مثال حتماً باید با پدر، مادر یا دوستی صحبت کنید و یا در زمان مواجهه با مساله ای معمولاً ترجیح می دهید که شرایط برای شما مسیر را انتخاب کند و خودتان دست به کار نمی شوید و یا خیلی دیر به فکر می افتید، این موارد نشان دهنده این است که شما هنوز به بلوغ ذهنی و فکری نرسیده اید. در این شرایط ازدواج کردن معمولاً دردسرهای زیادی خواهد داشت، چرا که همسر شما هر چه قدر هم که عاشق تصمیم گیری در زندگی باشد بعد از مدتی از اینکه باید تمام تصمیم های زندگی مشترک را به تنهایی بگیرد، کلافه خواهد شد و شاید چندان هم دور از انتظار نباشد که بعد از مدتی برچسب بی عرضگی به شما زده شود.

در عین حال که معمولاً افرادی که هنوز به بلوغ ذهنی نرسیده اند، در زمان انتخاب همسر نیز با مشکلاتی جدی روبرو هستند و به علت ناتوانی در تصمیم گیری، دیگران برایشان همسر انتخاب می کنند.

بلوغ اجتماعی

شاید خیلی دور از واقعیت نباشد اگر بگوئیم، اوج بحران روابط اجتماعی دوره ی نوجوانی است، زمانی که بچه ها نمی توانند حد و مرزی برای روابطشان با دیگران تعریف کنند. معمولاً نوجوان زمانی که احساس می کند عاشق کسی شده، نمی تواند مرزی بین خود و آن فرد ایجاد کند و نتیجه آنکه قبل از اینکه متوجه بشود که خودش چه ویژگی ها یا خواسته هایی دارد، سعی می کند مثل فردی بشود که دوستش دارد.

شاید این فرایند تا حدی در این سن طبیعی باشد و یا حتی با ایجاد الگوهای مناسب بتوان از آن استفاده ی مفید کرد. اما اگر در سنین بالاتر این رویه ادامه پیدا کند، دیگر طبیعی محسوب نمی شود و می تواند نشان دهنده اختلال در فرایند هویت یابی باشد.

این ویژگی در شروع زندگی مشترک می تواند وضعیت به ظاهر رمانتیکی را ایجاد کند. زمانی که یک نفر خواسته ای دارد اما بعد از مدت کوتاهی، به خواسته ی هر دو نفر تبدیل می شود. هر چند همسر حرف گوش کن آرزوی بعضی افراد است اما این وضعیت نمی تواند برای مدتی طولانی دوام داشته باشد. چرا که هر چه قدر هم خواسته هایتان را در نظر نگیرید و به خواسته های نزدیکان بها بدهید، بالاخره کم کم بعد از چند سال خواسته ها و آرزوهایتان به یادتان خواهد آمد و این یعنی شروع مشکل!

شاید در این روزها بهتر باشد به این سوال فکر کنید که در زندگی چه می خواهید؟ یا چه آرزوها و خواسته هایی دارید؟ یادتان باشد زمانی که خودتان را به درستی نمی شناسید نمی توانید روابط پخته ای با دیگران نیز برقرار کنید.

اگر شما بیش ازبیست وپنج سال دارید، یا باید شغل مناسبی داشته باشید

و یا تخصص خاصی پیدا کرده باشید، در غیر اینصورت کمی تامل در برنامه هایتان لازم است چرا که به نظر می رسد شما تا به حال مقداری وقت تلف کرده اید!

بلوغ اقتصادی

برای کسب بلوغ لازم است شغل ثابتی داشته باشید و از آن مهم تر برای آینده ی خود برنامه ی مشخصی داشته باشید. در این برنامه ی اقتصادی شما باید با شروع دهه ی چهارم زندگیتان بتوانید زندگی مستقلی هر چند بسیار مختصر و جمع و جور تشکیل بدهید.

نکته آخر آنکه اگر شما بیش ازبیست وپنج سال دارید، یا باید شغل مناسبی داشته باشید و یا تخصص خاصی پیدا کرده باشید، در غیر اینصورت کمی تامل در برنامه هایتان لازم است چرا که به نظر می رسد شما تا به حال مقداری وقت تلف کرده اید!

بالابردن اطلاعات

معمولاً انتظارات و تصورات افراد در مورد زندگی مشترک بسیار نپخته است. نتیجه نیز آن می شود که بعد از ازدواج و با گذشت مدت زمانی کوتاه وقتی که جذابیت های ابتدایی کمرنگ می شوند، اختلافات شدت می یابند.

وقتی کسی با همین میزان آگاهی کم وارد زندگی مشترک می شود، اگر قرار باشد یک روز صبح زودتر از خواب بیدار شود تا نان بخرد یا شب از خوابش کم کند تا به کارهای عقب مانده ی خانه رسیدگی کند، احساس می کند بزرگ ترین لطف دنیا را در حق همسرش انجام داده است و حالا نوبت اوست که به نوعی جبران کند. چنین حساب و کتاب هایی تا حد زیادی از ناآگاهی در مورد مقتضیات زندگی مشترک ناشی می شود.

 قبل از اینکه برای انتخاب همسر اقدامی انجام دهید، بهتر است کمی کتاب بخوانید، در کلاس های مرتبط شرکت کنید و از تجربیات نزدیکانتان استفاده کنید. یادتان باشد ساختن یک زندگی درست و موفق به این راحتی نیست، سرمایه گذاری زیادی لازم دارد!

منبع:تبیان

منبع : بخش ازدواج آکاایران
برچسب :